الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

38

الغدير ( فارسي )

بار خدايا ! گناهان گذشته و آينده و پنهان و آشكار « كميت » را بيامرز و آنقدر به وى عطا كن كه راضى شود . و نشان اجابت چنين دعاهاى خيرى كه از دلهاى پاك بر زبانهاى تابناك جارى شده است ، همان فرمايش پيغمبر به « ابا ابراهيم سعد اسدى » در عالم رؤيا است كه فرمود : سلام مرا به كميت برسان و به وى خبر بده كه خدايش آمرزيده است . و نيز نهيى است كه پيغمبر ( ص ) در آن ، دعبل خزاعى را از انديشهء معارضهء كميت منع كرد و به او فرمود : خداوند كميت را آمرزيده است . بنى اسد نيز ، پيوسته بركت دعائى را كه پيغمبر به كميت و آنان كرده بود ، احساس مىكردند كه فرموده بود : « بوركت و بورك قومك » و آثار اجابت اين دعا را در ميان خود مىديدند و نسيمهاى رحمت آن را به جان در مىيافتند و مىگفتند : در ما فضيلتى است كه در عالم نيست ، هيچ كس از خاندان ما نيست كه بركت وراثت كميت در او نباشد . و يكى از دعاهاى به اجابت رسيده اى كه آثار آن نمايان شد و براى كميت فضيلتى جاويد به جا گذاشت ، روايتى است كه شيخ ما « قطب الدين راوندى » در « الخرايج و الجرايح » آورده است كه چون دشمنان خاندان پيغمبر ، خواستند كميت را دستگير و نابود كنند ، حضرت باقر ( ع ) دربارهء او دعا كرد . كميت كه متوارى بود در دل شبى تاريك ، بيمناك از خانه بيرون آمد و حال آنكه در هر ره گذرى گروهى نشسته بودند تا او چون بدر آيد ، پنهانى دستگيرش كنند . كميت به بيابانى رسيد و خواست راهى پيش گيرد شيرى آمد و او را از رفتن از آن راه ، باز داشت . او از سوى ديگرى به راه افتاد ، و شير باز او را منع كرد . گوئى اشاره مىكرد كه از پس وى به راه افتد . او مىرفت و شير نيز از كنار او ره مىسپرد تا آنكه امان يافت و از دست دشمنان خلاص شد . و در صفحهء 28 جلد 2 « معاهد التنصيص » است كه مستهل گفت : « كميت » روزگارى را به توارى گذراند تا آنكه يقين كرد كه كمتر در پى اويند . شبى با گروهى از بنى اسد